کفش هایم که جفت میشوند دلم هوای رفتن میکند!
من کودکانه بیقرار دیدنت میشوم
بی آنکه فکر کنم چه کسی دلتنگ من خواهد شد...
میخواهم راحت باشم…
بی جسارت و بی خجالت...
در جواب چه خبرها؟
چشمانم را ببندم و بگویم...
ناخوشی...
فاحشه ای بکارت افکارم را از بین برده...
فاحشه ای که هنوز بوی افکارم را میدهد...
هر کجا بویم را شنیدی...
بکارتم را از او طلب کن...
.
.
.