شب ها خوابم نمی برد…
از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم
بی انصاف…
محکم زدی ،
جایش مانده است…
داشتم از درد به خود میپیچیدم...
همسایه ها گفتند چقدر قشنگ قـــــــــر میدهی!
و سالهاست رقاص پر درد خیابانم!!
پشت سرم حرف بود...
حدیث شد...
میترسم آیه شود...
سوره اش کنند به جعل...
بعد...
تفسیرم کنند این جماعت نا اهل...!!
خاطرات خیلی عجیبند !!!
گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه میکردیم . . .
گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم . . . !!!