آنسوی هرچه حرف و حدیث امروز است...

بگذار عشــــــــق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با دیگری...

آنسوی هرچه حرف و حدیث امروز است...

بگذار عشــــــــق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با دیگری...

نمی آید...

این ابرها را  

من در قاب پنجره نگذاشته ام 

که بردارم... 

اگر آفتاب نمی تابد 

تقصیر ِ من نیست... 

با این همه شرمنده ی توأم؛ 

خانه ام  

در مرز ِ خواب و بیداری ست 

زیر ِ پلک ِ کابوس ها 

مرا ببخش اگر دوستت دارم 

و کاری از دستم بر نمی آید... 

نظرات 3 + ارسال نظر
Saeid 1393/01/27 ساعت 09:53 ب.ظ http://dodkesh.blogsky.com/

یک روز،
فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت...
و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هرگز، با هیچ‌کسِ دیگری دوام نیاوردید!

میلاد 1393/01/27 ساعت 09:57 ب.ظ http://citysoccer.mihanblog.com

سلام .خیلی سایتت عالیه عزیز جان.
به قول ما یزدی ها خیلی خشونه
اگه میخوای لینکت کنم لینکم کن.
خداحافظ

بهنام 1393/01/27 ساعت 11:16 ب.ظ

مرا ببخش اگر دوستت دارم

و کاری از دستم بر نمی آید...

سلام.
به قدری زیبا بود که بارها و بارها برای خودم خوندمش و لذت بردم ...
نمیدونم چی بگم؟ فقط :

کاشکی دوست داشتن مزرهای ناتوانی رو محو می کرد ...

از پست قشنگتون ممنونم.

کاشکی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد