بـبـیـن !
زنـدگـی مـن تـوی کـلـاهِ هـیـچ شـعـبـده بـازی غـیـب نـشـد
آب را کـه ولـی نـمـی شـود
کـفِ دسـت نـگـاه داشـت
. . .
تـو کـه نـیـامـدی
زنـدگـی مـن
ذره
ذره
از دسـت هـایـم رفـت
حـالـا هـم دیـر اسـت
تـمـام نـشـانـه هـای تـو را پـاک کـرده انـد از نـقـشـه
یـا گـیـرم کـه ورق بـرگـردد
گـیـرم کـه بـیـایـی
بـا دخـتـری کـه زنـدگـی نـدارد
مـیـخـواهـی چـه کـنـی ! ؟
کاشکی آدما جایگاهی رو که تو قلب هم داشتن احساس می کردن !
شاید اینطوری دیگه هیشکی اشتباهی نمی رفت ....
از پست زیباتون متشکرم.
چقدر انتخابت را،خواندنت را دوست داشتم...
قلمت بی درد....