-
خالی...
1393/04/23 12:37
پر کردن جای خالیش با آدمها حکایت پر کردن گودال با تکه ای یخ است... هر کدام در من اندکی بعد آب میشوند، نیست میشوند، انگار هیچ وقت نبوده اند... جای خالی عشق با هیـــــچ چیزی پر نخواهد شد، هیــــــــــــــــــچ....
-
کسی...
1393/03/07 23:20
رفتنت را کسی به من تسلیت نگفت مرگ را به مرده تسلیت نمیگویند...
-
دیوار...
1393/03/07 23:19
چه ساده لوح اند آنان که می پندارند عکس تو را به دیوارهای خانه ام آویخته ام و نمی دانند که من دیوارهای خانه ام را به عکس تو آویخته ام ...
-
نه...
1393/03/07 23:16
« دوستت دارم » و آنقدر از این جمله می ترسم که از مرگ نه !
-
ف ا ص ل ه ...
1393/03/07 23:15
من را یادت می آید؟ یادت من را می خواهد؟ دروغ بگو چشمت در فاصله پیدا نیست ...
-
[ بدون عنوان ]
1393/02/29 23:09
این پدر سوخته هی قهوه چرا می ریزد؟ قهوه ی تُرک چــــرا از لـــَـج ما می ریزد؟ بی شرف کافه بهم ریخته وِل کُن هم نیست دل جدا ، بوســـه جدا ، عشـوه جدا می ریزد صف کشیدند همه پشت دو پِلکَش چه بلند از خدا خاسته او هــم کــه بَلا می ریزد هیچ کس مشتری خاطر ما دیگر نیست بس که او خنده کنان ناز و ادا می ریزد شک ندارم که نه قهوه...
-
لااقل...
1393/02/23 13:21
ما سـلام هایی به هم بدهـکاریم که ادامه ی هـر کـدامشـان می توانسـت رُمـانـی شـود یا دیـوانـی... و بعیــد اسـت سـلام هایی که ما از خیـرشـان گذشتیم از ما بگـذرند! لااقـل رد که می شـوی بی هــوا بگـو: دوستــت داشتـم! و تا برگشتــم لا به لای جمعیـت گُــم شـده باش!
-
:(
1393/02/15 21:30
دیگه حوصله اشک و آه و زاریو ندارم اصن به درک میخوای بری برو من که التماست نمیکنم... وقتی نمیتونی وقتی اینقدر میترسی غلط میکنی میای سراغه من اصنا ازت متنفرم خسته شدم از این ژستای عاشقانه مزخرف حالم از هر چی عشق و عاشقی و دوست داشتنه بهم میخوره اصن خر ازت متنفر نیستم ببخشید + حاله همه ما خوب است اما تو باور نکن...
-
سرد...
1393/02/09 19:36
من روی زمین های سرد بسیاری به خواب رفته ام. زمین بیمارستان ، زمین بازداشتگاه ، و حتی زمین سرد خانه کوچک خودم ! اما ... باور کن روی هیچ کدامشان، به اندازه آغوش بی تفاوت تو یخ نکـرده بودم !!!
-
بیایی...
1393/02/01 21:49
بـبـیـن ! زنـدگـی مـن تـوی کـلـاهِ هـیـچ شـعـبـده بـازی غـیـب نـشـد آب را کـه ولـی نـمـی شـود کـفِ دسـت نـگـاه داشـت . . . تـو کـه نـیـامـدی زنـدگـی مـن ذره ذره از دسـت هـایـم رفـت حـالـا هـم دیـر اسـت تـمـام نـشـانـه هـای تـو را پـاک کـرده انـد از نـقـشـه یـا گـیـرم کـه ورق بـرگـردد گـیـرم کـه بـیـایـی بـا دخـتـری...
-
غرق...
1393/02/01 21:47
خـسـتـه ام . . مـاهـی جـان تـنـگـت آب دارد ؟ دلـم غـرق شـدن مـی خـواهـد . . .
-
زن...
1393/02/01 21:36
زن هـرگـز نـمـی رود تـنـهـا از آنـچـه کـه هـسـت دسـت مـی کـشـد . . .
-
کوچک...
1393/02/01 21:35
دل تـنـگ کـه مـی شـوی دنـیـای بـزرگـت پـر مـی شـود از شـعـرهـایِ کـوچـکِ غـمـگـیـن . . .
-
همه چیز...
1393/01/29 13:55
تـا حـرف تـو مـی شـود شـانـه بـالـا مـی انـدازم ابـرو هـم ! هـمـه مـی دانـنـد بـرایـم مـهـم نـیـسـتـی هـمـه، جـز ایـن کـلـمـه هـای لـعـنـتـی کـه یـکـبـاره از ذهـنـم فـرار مـی کـنـنـد قـلـبـی کـه در سـیـنـه بـنـد نـمـی شـود و رنـگِ گـونـه هـایـی کـه نـاگـهـان هـمـه چـیـز را لـو مـی دهـنـد . . . !
-
هیچ چیز...
1393/01/29 13:13
بـعـضـی انـسـان هـا بـه عـده ی دیـگـر از انـسـان هـا انـسـان هـای دیـگـری را یـادآور مـی شـونـد . . آنـهـا کـه بـه یـاد آورده انـد، غـمــگـیـن انـد آنـهـا کـه یـادآور شـده انـد، بـی خـبـر . . آنـهـایـی هـم کـه در یـاد آمـده انـد بـه احـتـمـال زیـاد در شـهـری دور هـیـچ چـیـز را بـه یـاد نـمـی آورنـد . . . +برگردان...
-
نهفته ...
1393/01/29 12:06
بـایـد تـمـریـن نـخـواسـتـنـت را شـروع کـنـم . . در فـعـل "خـواسـتـن" درد نـهـفـتـه اسـت مـحـبـوب مـن !
-
نمیداند...
1393/01/29 11:55
مـرگ مـاهـی قـرمـزِ کـوچـکـی سـت کـه نـمـی دانـد کـدام سـیـنِ سـفـره ی هـفـت سـیـن سـت . . .
-
نمی آید...
1393/01/27 21:46
این ابرها را من در قاب پنجره نگذاشته ام که بردارم... اگر آفتاب نمی تابد تقصیر ِ من نیست... با این همه شرمنده ی توأم؛ خانه ام در مرز ِ خواب و بیداری ست زیر ِ پلک ِ کابوس ها مرا ببخش اگر دوستت دارم و کاری از دستم بر نمی آید...
-
باید...
1393/01/09 16:25
چه قدر باید بگذرد.. تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته را از یاد ببرد..؟ و چه قدر باید بگذرد.. تا بتواند دیگر او را دوست نداشته باشد..؟
-
بهار...
1393/01/09 16:20
نیستی و بهار هم بیتو... سوء تعبیر یک زمستان است!
-
بهار...
1393/01/09 16:17
بهار که باز میگردد.. شاید دیگر مرا بر زمین باز نیابد، چقدر دلم می خواست باور کنم بهار هم یک انسان است! به این امید که بیاید و برایم اشکی بریزد، وقتی میبیند تنها دوست خود را از دست داده است.. بهار اما وجود حقیقی ندارد! بهار تنها یک اصطلاح است، حتی گل ها و برگ های سبز هم دوباره باز نمیگردند! گل های دیگری می آیند و...
-
ترک...
1392/12/26 13:14
خاموش میکنم ... اما بیشتر از دو روز دووم نمیارم و دوباره روشن میکنم... + ترک اعتیاد واقعا سخته :(
-
وقتی...
1392/12/14 22:01
وقتی برای اولین بار میفهمی ناراحتیت براش مهم نیست... پ.ن : تویی که هر وقت اون ناراحت باشه، برای رفعش چه کارا که نمیکنی...
-
نشد...
1392/12/06 11:58
مرا تنها گذاشته ای سهم من از تو فقط سوختن است انگار باید بسوزم و تمام شوم مرا در کافه ای جا گذاشته ای مثل سیگار نیم سوخته مثلا رفته ای که برگردی شب از نیمه گذشته اما از تو خبری نشده است
-
هفت...
1392/12/06 11:54
خورشید برای من ساعت هفت غروب طلوع می کند آن هم از پشت میز یک کافه یعنی وقتی تو را می بینم روز من از حضور تو شروع می شود شب من از غیبت تو کاری کن روزهایم بلند باشند من از شب ها می ترسم
-
آری...؟
1392/12/06 11:47
من آنچه را احساس باید کرد یا از نگاه دوست باید خواند هرگز نمی پرسم هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟ قلب من و چشم تو می گوید به من : آری
-
نگو...
1392/12/01 12:32
نگو دوستت دارم انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد می شود با نگاهی پایین می رود اسب های قلبش شیهه می کشند تندتر می دوند بر سینه اش محکم تر سم می کوبند نگو دوستت دارم انسان باور می کند افسارِ اسب وحشی را به دستت می دهد به تو تکیه می کند در آغوشت اشک می ریزد یال هایش را می دهد تو شانه کنی انسان باور می کند و عشق...
-
کاش...
1392/11/29 18:54
دلـــم عجیب گرفته است آن قدر که خنده هایت هم شادم نمی کنند دیگر. کاش هیچ عکسی به یادگار نمی گرفتیم!
-
اگر...
1392/11/29 18:53
به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به صداهای زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی . به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند . به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برده ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی … اگر روزمرّگی...
-
خورد...
1392/11/25 19:35
می شود تنهایی بچگی کرد تنهایی بزرگ شد تنهایی زندگی کرد تنهایی مُرد ولی قهـوه ی غروب هـای دلگیـر ِ جـمعـه را که نمی شود تنهایی خورد...!