آنسوی هرچه حرف و حدیث امروز است...

بگذار عشــــــــق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با دیگری...

آنسوی هرچه حرف و حدیث امروز است...

بگذار عشــــــــق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با دیگری...

تنهایی...

در سفر بودا به دهی ، زنی مجذوب سخنان او شد و از او خواست تا مهمان وی باشد .
کدخدا به بودا گفت :
« این زن ، هرزه است به خانه‌ی او نروید »
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده »
کدخدا یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت :
« حالا کف بزن » کدخدا گفت : « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند »
بودا پاسخ داد :
هیچ زنی نیز نمی‌تواند به تنهایی بد و هرزه باشد ، مگر این که مردان نیز هرزه باشند .
مردان و پول‌هایشان از این زن ، زنی هرزه ساخته‌اند .
به جای نگرانی برای من نگران خودت و مردان دهکده‌ات باش !

فقط...

ما را می‌گردند 


می‌گویند همراه خود چه دارید؟ 

 
ما فقط 


رویاهای‌مان را با خود آورده‌ایم. 


پنهان نمی‌کنیم 

 
چمدان‌های ما سنگین است 


اما فقط 


رویاهای‌مان را با خود آورده‌ایم . 

 

 


پاک شدن...

بنویس 


بنویس و هراس مدار 


از آن که غلط می‌افتد 


بنویس و 


پاک کن 


همچون خدا که هزاران سال است 


می‌نویسد و پاک می‌کند 


و ما هنوز مانده‌ایم 


در انتظار پاک شدن 
 

و بر خود می‌لرزیم 

 

 

 


بزرگ...

مادربزرگْ - که خدا نور به قبرش ببارد - می‌گفت: 


عاشق که باشی 


هرگز نخواهی مُرد. 


اما، خودش مُرد!

چه پارادوکسِ بزرگی‌ستْ عشق!

من...

کاش تولدِ من هم می‌ماند برای بعد، 


به کجای دنیا بَر می‌خورد؟!

انسانیت...

دنیا بسیار زیباتر می شد   

اگر انسانها به جای دین، به انسانیت معتقد بودند،  

 

انسانیت چیزی ست ورای همه ی ادیان،   

انسانیت، مهربانی ست،   

نماز و دعا و روزه ندارد،   

انسانیت گاهی یک لبخند است   

که به کودک غمگینی هدیه می کنید. 

 


به تو...

گیرم که تورا دوست دارم،  

 

به تو چه؟