اِریادنی(الن پیج) : چرا اینکار رو با خودت می کنی؟
کاب(لئوناردو دی کاپریو) : این تنها راهی که می تونم خواب ببینم.
اِریادنی(الن پیج) : چرا خواب دیدن اینقدر برات مهمه؟
کاب(لئوناردو دی کاپریو) : در رویاهام ، هنوز من و اون با هم هستیم...
هر انسانی یک بار،
برای رسیدن به یک نفر، دیر می کند. و پس از آن،
برای رسیدن به کَسان دیگر، عجله ای، نمی کند!
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
و آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی!!
پ.ن : میدونم تکراری ولی خب قشنگ بود
آهسته و آرام نه؛
ناگهان برو
مثل گلوله از تفنگ
که تا بخواهی بفهمی
مُخَت پاشیده باشد به دیوار!
گاه آدم، خود آدم، عشق است.
بودنش عشق است.
رفتن و نگاه کردنش عشق است.
دست و قلبش عشق است
.در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی.
بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده،
روییده .
شاید نخواهی هم
شاید هم بخواهی و ندانی .
نتوانی که بدانی ...